Skip to main content
مینو یا فهرست

عسل برای «تونس»

عسل برای «تونس»

سلام، اسم من «خالد» است. من اهل کشور «تونس» هستم و ۳۴ سال عمر دارم. خانوادهٔ من مالک یک مغازۀ میوه و سبزی فروشی است که من هم مدت طولانی در آنجا همکاری می کردم. اما رویای بزرگ من همیشه این بود که در اروپا زندگی کنم. در سال ۲۰۰۸، هنگامی که ۲۴ ساله بودم، سفرم را آغا

بیشتر بدانید

مغازۀ خوراکه فروشیِ شخصی

مغازۀ خوراکه فروشیِ شخصی

من ۳۶ سال عمر دارم، اهل کشور «تونس» هستم و اسمم «ویسم»است. در مجموع ۱۵ سال در اروپا زندگی کردم. رویای من این بود که در آنجا کار خوبی داشته باشم و تشکیل خانواده بدهم. ولی هیچ کدام از دو رویای من عملی نشدند. حالا خوشبختی خود را در میهنم «تونس» به دست آوردم. در آن زمان تصور نمی کردم که این امکان پذیر باشد.

بیشتر بدانید

لوازم آرایشی طبیعی از « مراکش»

لوازم آرایشی طبیعی از « مراکش»

اسم من «یاسین» است و از کشور «مراکش» هستم. من در شهر «فاس» در رشتۀ اسلام شناسی تحصیل کردم ولی نتوانستم پس از پایان تحصیل کار پیدا کنم. سپس خوشبختانه در یک دورۀ کارآموزی از پروژۀ «مساعدت برای اشتغال جوانان در مناطق روستایی» شرکت کردم.

بیشتر بدانید

رضایت در منوی غذا

رضایت در منوی غذا

اسم من «بلال» است. پس از بحران  مالی در سال ۲۰۱۵ عراق را ترک کردم و به آلمان رفتم. من در آنجا دنبال یک زندگی بهتر بودم. پس از ۱۲ روز سفر، بدون غذا و یا سرپناهی درست، سرانجام به آلمان رسیدم. من امیدوار بودم که مشکلاتم در آنجا به پایان برسند.

بیشتر بدانید

پیش به سوی فرصت های نو با شرکت شخصیِ خود

پیش به سوی فرصت های نو با شرکت شخصیِ خود

اسم من «زاشا» است. من در شهر «کروشیواک» در کشور «صربستان» متولد شدم و پس از چند سال اقامت در آلمان دوباره به آنجا برگشتم. زیرا در این میان به آرزوی دیرینه ام رسیدم و توانستم شرکت شخصی خود را در صربستان به راه بیاندازم. به من برای تحقق این آرزو کمک شد. این سرگذشت من است:

بیشتر بدانید

امنیت و یک خانواده

امنیت و یک خانواده

اسم من «سافت» است و از کشور «صربستان» هستم. پس از آنکه مدت طولانی در کشور خودم به عنوان گلکار و رنگمال غیر ماهر کار کردم، در جستجوی خوشبختی به آلمان رفتم. ولی پیدا کردن کار در آنجا دشوار بود. به همین دلیل به فکر بازگشت به «صربستان»  افتادم. سپس این تصمیم از طرف دیگران بر من تحمیل شد. من توسط اداره های رسمی آلمان از آن کشور اخراج شدم.

بیشتر بدانید

شرکت من، آیندهٔ من

شرکت من، آیندهٔ من

اسم من «جئری» است و از کشور «نایجیریا» هستم. در سال ۲۰۱۴ توانستم با استفاده از یک  بورسیۀ تحصیلی برای مدت یک سال در رشتهٔ مکانیک در انگلستان آموزش ببینم. پس از آن برایم روشن شد که: من می خواهم به «نایجیریا» برگردم و دانشم را در میهنم به کار ببرم.

بیشتر بدانید

فن پخت و پز در داش با دورنمای خوب

فن پخت و پز در داش با دورنمای خوب

اسم من «ایگریتا» است و از کشور آلبانیا هستم. در ماه جنوری سال ۲۰۱۶ با شوهر و سه دخترم به آلمان مهاجرت کردم. هدف ما چه بود؟ داشتن یک زندگی بهتر! در حقیقت همه چیز به خوبی پیش می رفت: شوهر من شغلی به عنوان جوشکار پیدا کرد و من به حیث نظافتچی مشغول کار شدم و کودکان ما به مکتب می رفتند. آنها خیلی زود زبان آلمانی را آموختند. ولی دل ما برای خانوادهٔ ما، دوستان ما و فرهنگ آلبانیایی تنگ شده بود. به همین دلیل در جنوری سال ۲۰۱۷ به وطن خود برگشتیم.

بیشتر بدانید

شغل جدید و خوشبختی تازه در آلبانیا

شغل جدید و خوشبختی تازه در آلبانیا

اسم من «ریآلف» است و ۲۵ ساله هستم. اوایل سال ۲۰۱۸ به آلمان آمدم و می خواستم در آنجا اساس یک زندگی را بگذارم.  ولی پس از پنج ماه متیقین شدم که  این کار بدون داشتن اقامت قانونی مشکل به نظر می رسد. به همین دلیل دوباره به زادگاه خود یعنی آلبانیا برگشتم – در آنجا فرصت های کاملاً جدیدی برای من پدید آمدند. این اتفاق چنین افتاد:

بیشتر بدانید

کیک های تزئین شده برای شهر «پریشتینا»

کیک های تزئین شده برای شهر «پریشتینا»

«میریدیتا نگا پریشتینا»- سلام از شهر «پریشتینا»! من «اوریزا» هستم. چند سال قبل با خانواده ام به آلمان رفتم. در آن زمان تنها ۱۷ سال عمر داشتم. ما می خواستیم در آنجا زندگی جدیدی را بنا کنیم، ولی به عنوان پناهنده قبول نشدیم. به این دلیل در سال ۲۰۱۶ به میهن خود برگشتیم.

بیشتر بدانید

خانم تاجر با افتخار در «کوزوو»

خانم تاجر با افتخار در «کوزوو»

اسم من « سجیه ب.» است. من در «کوزوو» زندگی می کنم، ۳۸ سال عمر دارم و یک خیاط مجرب هستم. حتی همین حالا صاحب یک شرکت کوچک در شهر «اوبیلیک» هستم. این را  مدیون برنامه ادغام مجدد دولت آلمان هستم که در آن شرکت کرده بودم. ولی باید از اول حکایت کنم.

بیشتر بدانید

استفاده کردن از فرصت ها در «غنا»

استفاده کردن از فرصت ها در «غنا»

اسم من «کویکو» است و در «غنا» زندگی می کنم. بعد از  فراغت تحصیل از دانشگاه، نخست در مورد رفتن به خارج فکر می کردم. ولی پس از دریافت یک اندازه کمک سرانجام در «غنا» کار پیدا کردم. در حال حاضر برنامه های زیادی برای آینده ام در اینجا، در میهنم دارم.

بیشتر بدانید

یک خیاطی شخصی در «مراکش»

یک خیاطی شخصی در «مراکش»

سم من سعید است و در منطقهٔ «فاس» در کشور «مراکش» بزرگ شده ام. در آنجا مسلک خیاطی را آموختم. از آنجا که احساس می کردم که در جای دیگری فرصت های بهتری خواهم داشت، در سال ۲۰۱۵ نخست به کشور ترکیه و بعد به یونان رفتم. پس از آن به آلمان رفتم. در آن زمان ۳۰ سال عمر داشتم و امیدوار بودم که در آلمان فرصت های شغلی را به دست آورم.

بیشتر بدانید

با موفقیت به عنوان آرایشگر مو در «اربیل»

با موفقیت به عنوان آرایشگر مو در «اربیل»

اسم من «بیستون» است، ۳۲ سال عمر دارم و از شهر « اربیل» عراق هستم. من متأهل هستم و دو فرزند دارم. در جنوری سال ۲۰۱۸ همه با هم به آلمان رفتیم، چون اوضاع در عراق برای ما خیلی دشوار شده بود. ولی در آلمان هم وضع ما خوب نبود. اکنون دوباره به «اربیل» برگشته ایم و من یک شغل جدید دارم. من حالا آرایشگر مو هستم.

بیشتر بدانید

شیرینی از کشور «تونس»

شیرینی از کشور «تونس»

«مرحبا مین تونس» (سلام از کشور «تونس»‌)- به هر کسی که به «تونس» می آید،  به همین گونه خوش‌آمدید می گویم. اسم من «سلیم» است. در گذشته مانند بسیاری دیگر از جوانان «تونسی»، رویای زندگی کردن در خارج را داشتم. من می خواستم پیشرفت شغلی داشته باشم! ولی پس از تحصیل در رشتهٔ مدیریت اقتصادی، تصمیم خود را تغییر دادم: من در «تونس» ماندم!

بیشتر بدانید

یک آیندهٔ بهتر برای خانواده

یک آیندهٔ بهتر برای خانواده

اسم من «اگیم» است و از «کوزوو» هستم. در گذشته در عرصۀ تولید سنگ مرمر کار می کردم، ولی دستمزد کار خیلی کم بود. با آن مزد نمی توانستم زندگی خانواده ام را تامین کنم. به همین دلیل در سال ۲۰۱۵ با خانم و سه فرزندم به آلمان رفتم. ما درخواست پناهندگی دادیم.

بیشتر بدانید

آغاز مجدد با یک مغازۀ شخصی

آغاز مجدد با یک مغازۀ شخصی

اسم من «دیرریک» است، ۲۵ سال عمر دارم و اهل کشور «غنا» هستم. من در رشته علوم کمپیوتری تحصیل کردم ولی نتوانستم در میهنم کار پیدا کنم. در سال ۲۰۱۴ به عنوان توریست به آلمان آمدم، در آلمان ماندم و در یک رستوران شروع به کار کردن کردم. لیکن زندگی من به‌آن شکلی که تصور کرده بودم، نبود.

بیشتر بدانید

از بیراهه به سمت موفقیت

از بیراهه به سمت موفقیت

اسم من «ابراهیما» است، ۴۹ سال عمر دارم و از شهر «داکار» هستم. در گذشته در یک شرکت انتقال کالا کار می کردم، ولی هیچ دورنمایی در آن کار نداشتم. به همین دلیل در سال ۲۰۱۸ به فرانسه و از آنجا به آلمان، که خانواده ام در آنجا زندگی می کرد، رفتم. در آلمان یک زندگی جدید برای من آغاز شد، اما به کلی متفاوت با چیزی که تصور می کردم.

بیشتر بدانید

تردید بر طرف شده بود

تردید بر طرف شده بود

اسم من «ناآ» است، ۲۹ سال عمر دارم و از کشور «غنا» هستم. در گذشته به عنوان مدیر برگزاری محافل کار می کردم. در سال ۲۰۱۵ به آلمان سفر کردم تا در آنجا تحصیلاتم را در مقطع فوق لیسانس در رشتهٔ "توسعۀ افتصادی و مطالعات بین المللی" آغاز کنم. البته برای من از همان اول روشن بود که بعد از ختم تحصیلاتم  به میهنم بر خواهم گشت. من می خواستم در توسعهٔ کشورم کمک کنم. در عین حال نگران بودم که چگونه می توانم در آنجا آینده یی برای خود بسازم.

بیشتر بدانید

په نهایت کې په خپلو دوو پښو ودریږئ

په نهایت کې په خپلو دوو پښو ودریږئ

زما نوم غفار دی. زه افغان یم او 35 کلن یم. په 2014 کې زه آلمان ته لاړم ځکه چې زه طبي پاملرنې ته اړتیا لرم چې په افغانستان کې شتون نلري. زه یوازې آلمان ته راغلم او د پناه غوښتنه مې وکړه. زما کورنۍ په افغانستان کې پاتي شوه

بیشتر بدانید

شرکت شخصی تکنولوجی اطلاعاتی (ای.تی)

شرکت شخصی تکنولوجی اطلاعاتی (ای.تی)

بنیانگذاری یک شرکت برای بازاریابی انترنتی  به او امید می بخشد: « امیلیانو» پس از بازگشت از آلمان برای خود  در «صربستان» آیندۀ جدیدی ساخت.

بیشتر بدانید

بازگشت به آغوش خانواده

بازگشت به آغوش خانواده

من می خواستم در آلمان از نگاه شغلی موفق باشم. چرا حالا دوباره در «اربیل» زندگی می کنم و چطور توانستم بازگشت کنم.

 

بیشتر بدانید

از بازیکن فوتبال تا نانوا

از بازیکن فوتبال تا نانوا

رویای فوتبالیست حرفه ای شدن من در اروپا واقعبینانه نبود. حالا یک نانوایی شخصی در «غنا» دارم و می توانم به خوبی زندگی خود را تامین کنم.

بیشتر بدانید